پسر هنرمند من
١٠تیرماه دندون 16، نیش سمت راست پایین در اومد... مبارکه گلم... هیجان زده میشی و خیلی داره بهت خوش می گذره می گی:آخ جونم من... چند تا کلمه رو روزی شاید ده بار هم تکرار کنی،ترسیدم، قهری، بازم،صدا، خرابه عمو، خورشید خانوم، بزرگ... از اینکه خودت آب یا غذا بخوری حس بزرگی بهت دست میده میگی بزرگ... برای خورشید خانوم شعر ساختیم:خورشید خانوم بیداره، تو آسمون می تابه، هوا شده چه روشن، ابوالفضل من بیداره...شبها با قصه و لالایی خوابت میبره خودت هم باید قصه رو انتخاب کنی که پرطرفدارترین قصه بزبزی و شنگول منگول و حبه ی انگوره...یازدهم رفتیم خونه ی مادرجون و کلی با محنا و حلما بازی کردی...بردمت پارک همه مشغول بازین تو به پیچ و مهره و بستهای سرسره داری ور میری... با شروع شدن کارتن فوتبالیستها میری دنبال توپت... بغلم می کنی میگی دوستت دارم... 5شنبه 13 تیر خواب عسل و مامانشو دیدمhttp://asalkhanoom.niniweblog.com/... بعد از حدود سه ماه دیروز و با بابامحسن رفتی حموم که به هردوتون حسابی چسبید...
اسم این پست و واسه ی این اثر هنریت انتخاب کردم، اومدی پیشم و گفتی نقاشی، چتر، الهی قربونت برم که چتر کشیده بودی...

بیست و سه ماهه شدنت مبارک گلم، فردا بیست و سه ماهه میشی عزیزکم...


پسر هنرمند من
